تبلیغات
ترنم عشق

به کوه گفتم عشق چیست؟        لرزید.

 به ابر گفتم عشق چیست؟        بارید.

به باد گفتم عشق چیست؟         وزید.

به پروانه گفتم عشق چیست؟     نالید.

به گل گفتم عشق چیست؟       پرپر شد.

و به انسان گفتم عشق چیست؟

 اشک از دیدگانش جاری شد و گفت؟     دیوانگیست!!!




یک شبی مجنون نمازش راشکست بی وضو درکوچه ی لیلا نشست
گفت یارب ازخارم کرده ای برصلیب عشق دارم کرده ای
مرداین بازیچه دیگرنیستم این تو ولیلای تومن نیستم
گفت ای بیچاره لیلایت منم دررگت پیداوپنهانت منم



qodtpfqkhmlpx39bcbor.jpg

وقتی از غربت ایام دلـــــم میگیرد

مرغ امید من از شدت غم میمیرد

دل به رویای خوش خاطره ها میبندم

بازهم خاطر تو دســت مرا میگیرد



منم آن شعله آتش که از هر شمع برخیزم

تمام هستی خود را فقط به پای تو ریزم

درون قلب من فرمانروایی کن




كاش امشب عاشقی هم پا می گرفت


تشنگی هم طعم دریا می گرفت

كاش امشب كوچه های منتظر

یك سلام گرم از ما می گرفت

این سكوت تلخ . دنیای من است

كاش دستت . دست دنیا میگرفت

آسمان ابری ترین اندوه را

از دل سنگین شبها می گرفت

پنجره دلتنگ چشمی آشناست

كاش می شد عاشقی پا می گرفت







وقتی کسی رو دوست داری. حاضری جون فداش کنی حاضری دنیا رو بدی فقط یک بار نگاهش کنی.


به خاطرش داد بزنی.به خاطرش دروغ بگی.............رو همه چیز خط بکشی حتی رو برگ زندگی.

وقتی کسی تو قلبته حاضری دنیا بد باشه........فقط اونی که عشقته عاشقی رو بلد باشه.

قید تموم دنیا رو به خاطر اون میزنی..........خیلی چیزا رو می شکنی تا دل اون رو نشکنی.

حاضری که بگزری از دوستای امروز و قدیم.........اما صداشو بشنوی شب از میون دو تا سیم.

حاضری قلب تو باشه پیش اون گرو..........فقط خدا نکرده اون یک وقت بهت نگه برو.

حاضری هر چی دوست نداشت به خاطرش رها کنی..........حسابتو حسابی از مردم شهر جدا کنی.

حاضری هر جا که بری به خاطرش گریه کنی..........بگی که مهتاجشی و به شونه هاش تکیه کنی.

وقتی کسی تو قلبته یک چیز قیمتی داری...........دیگه به چشمت نمیاد اگر که ثروتی داری .

حاضری هر چی بشنوی حتی اگر سرزنشه.........به خاطر اون کسی که خیلی برات با ارزشه.

حاضری هر کی جز اونو ساده فراموش کنی..........پشت سرت هر چی میگن چیزی نگی گوش کنی.

حاضری که بگذری از مقررات و دین و درس............وقتی کسی رو دوست داری معنی نمیده دیگه ترس
 





عجب آن نیست که دلم صید تو شد
عجب آن است که من عاشق صیاد شدم

عقل پرسید:دشوارتر از مردن چیست؟
عشق فرمود:فراق از همه دشوارتر است

گر رود سر،برنگردد سرنوشت
این سخن با آب زر باید نوشت
سرنوشتم،حق به دست خود نوشت
خوشنویس است و نخواهد،بدنوشت



نظرات () نویسنده: میلاد چهارشنبه 13 مهر 1390 - 01:56 ق.ظ

آخرین مطالب

» ترنم عشق 13 (آمدم امشب به میخانه) ( پنجشنبه 15 تیر 1391 )
» ترنم عشق 12 ( همه گفتن عشقت ... ) ( شنبه 20 خرداد 1391 )
» ترنم عشق 11 ( پیوند قلب ) ( جمعه 5 خرداد 1391 )
» ترنم عشق 10 ( دخترک سی دی فروش ) ( چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 )
» ترنم عشق 9 ( کلاس درس ) ( چهارشنبه 23 فروردین 1391 )
» ترنم عشق 8 (دنیا را بد ساخته اند) ( یکشنبه 21 اسفند 1390 )
» ترنم عشق 7 (مردی که خیلی عاشق بود) ( سه شنبه 4 بهمن 1390 )
» شاید هنوز دیر نیست... ( پنجشنبه 22 دی 1390 )
» ترنم عشق 6(دختر کور) ( چهارشنبه 14 دی 1390 )
» کوروش کبیر2 ( سه شنبه 1 آذر 1390 )
» ترنم عشق 5 ( چهارشنبه 25 آبان 1390 )
» کوروش کبیر 1 ( سه شنبه 26 مهر 1390 )
» ترنم عاشقانه4 ( چهارشنبه 13 مهر 1390 )
» ترنم عاشقانه3 ( سه شنبه 5 مهر 1390 )
» ترنم عاشقانه2 ( چهارشنبه 16 شهریور 1390 )
 

نظرسنجی

ایا این وبلاگ مورد رضایت شما بوده است؟



ADS

آمار بازید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

درباره ما