تبلیغات
ترنم عشق

امدم امشب به میخانه تمنایت کنم

می نمیخواهم بیا ساقی تماشایت کنم

بی قرارم ساقی از میخانه بیرونم مکن

کرده ام می را بهانه تا تماشایت کنم

 

یک روز مادرم گفت: درد بی درمون بگیری!

نفرینش گرفت... عاشق شدم

 

 

خوشحالم ; من بُردم !

چون کسی رو از دست دادم که دوستم نداشت

خوشحالم ; تو باختی !

چون کسی رو از دست دادی که دوستت داشت...

 

 

بـــه ســــــــلامتی پسری که

عوضی بازی رو بلد بود

اما هیچ وقت واسه هیچ دختری امتـــــــحانش نکرد...

 

یه عاشق میگه: اگه اتفاقی واسه تو بیفته میمیرم ... اما یک دوست میگه اگه بمیرم هم نمیزارم اتفاقی واسه تو بیفته !

 

 

بهترین انتقام از کسیکه قبلا باهاش بودی اینه که بهش نشون بدی که زندگیت با رفتنش بهتر شده !

 

 

تنم به لرزه می افتد ؛

هر بار که می گویی :

"برو .... برو و به زندگیت برس" !

مگر نمی دانی که تمام زندگی من تویی ...

 

یک زمانی آدمها دوست داشتن که اولین عشق کسی باشن

اما الان باید دعا کنن که آخریش باشن. . .!

 

كـاش آدم دستـش بشكنــد ...

سـرش بشكنــد ...

ولی ...

دلش ... نــــه

 

 

 




نظرات () نویسنده: میلاد پنجشنبه 15 تیر 1391 - 10:03 ب.ظ

همه گفتن:عشقت داره بهت خیانت می کنه

... گفتم:می دونم

گفتن:این یعنی دوستت نداره ها

گفتم:می دونم

گفتن:احمق یه روز میذاره میره تنها میشی

گفتم:می دونم

گفتند:پس چرا ولش نمی کنی؟

گفتم:این تنها چیزیه که نمی دونم.....

 

 

خیــلـی سختـــه عشقـــت رو بـــا کس دیگـــه ای ببینــی

 بعـــد بهــــش sms بـــدی :

 کجــــایی؟

 بگــــه : تــــو قلبتــــــم ...!

 

 

به خدای عاشقان سوگند که اگر بدانم که دوستم نداری گریه نمیکنم...

 بلکه آرزو میکنم کسی را دوست بداری که دوستت نداشته باشد

 

 

 

اگــــه یه روزی یکـــــی بهت گفت دوستت دارم

 بدون داره حرف مفت میــــزنه ,

 مگــــه نفـــر قبلـــــی هـــم همینـــو نگفـــته بود ؟!

 کجـــــاست حالا؟!!

 

چه جوری میشه فرامووشش کرد وقتی اسمش پسورد گوشیته ؟!

 

 

کسی که یکـــــــــبار رفته، اگـــــــر هم برگـــــــرده

یادت باشـــــه، دیگه راهِ رفـــتن رو یاد گـــــرفته.!!!

 

اخه لعنتی مگه

نمیگن هر چی از دوست رسد نیکوست!

پس چرا هر چی از تو میرسه

 خاطره...

نگاه...

لبخند...

 یاد...

 ویران کننده است!

 منو داغون میکنه...!؟

 

دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم

نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم ...

برای اینکه نگذارم بیایند ! ! !

 

 

پدری دست بر شانه پسر گذاشت و از او پرسید:تو میتوانی مرا بزنی یا من تورا؟ پسر جواب داد:من میزنم پدر ناباورانه دوباره سوال را تکرار کرد ولی باز همان جواب را شنید با ناراحتی از کنار پسر رد شد بعد از چند قدم دوباره سوال را تکرار کرد شاید جوابی بهتر بشنود. ... پسرم من میزنم یا تو؟ این بار پسر جواب داد شما میزنی. پدر گفت چرا دوبار اول این را نگفتی؟؟؟ پسر جواب داد تا وقتی دست شما روی شانه من بود عالم را حریف بودم ولی وقتی دست از شانه ام کشیدی قوتم را با خود بردی




نظرات () نویسنده: میلاد شنبه 20 خرداد 1391 - 09:16 ب.ظ

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم

تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید…

 چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..!

دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:

 سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)

 

 

سلامتی اون دختری که گرمای دست دوست پسر پیادشو با گرمای بخاری ماشین یه بچه پولدار عوض نمیکنه...هرچن فگر کنم دیگه همجین دختری پیدا نمیشه .

 

 

اگه عاشقی، سعی کن به عشقت برسی چون وقتی بره دیگه رفته.

  اگه عاشق نیستی پس تلاش نکن که طعمش رو بچشی.

 چون تلخترین شیرینی روزگاره

 

 

دختـــــــــــر :

قول میدی که هیچ وقت دختری رو بیشتر از من دوست نداشته باشی...

پســـــــــــر :

من دوسِــــــــت دارم اما نمی تونم همچین قولی بدم...

دختـــــــــــر :

... یعنی یکی رو بعد از من دوست خواهی داشت!؟؟

پســـــــــــر :

دختری که من بعد از تو دوستش دارم ... تورو مامان صدا می زنه

 

 

 

عشق یعنی  بــه کَـسـی اخـتـیـار بـدی کـه نـــــــابـــــودِت کُنه

 امـــــــــــــــــا اعــتــمــاد کــنــی کــه ایــن کـــارو نمی کُنـــــه

 

 

تـــــــو نیــــــــســــتــــــــی!

اما من برایت چای میریزم!

دیروز هم نبودی، برایت بلیط سینما گرفتم!

باز هم نبودی، روی نیمکت روزنامه گذاشتم تا کسی جایت را در کنارم نگیرد!...

دوست داری گریه کن، دوست داری بخند به دنیای کوچکم!اصلا" مهم نیست!

باشی یا نباشی...من با تو زندگی میکنم!

 

 




نظرات () نویسنده: میلاد جمعه 5 خرداد 1391 - 08:03 ب.ظ

 پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادرپسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!

 

 

مرا حلال کن ...

نه بخاطر بدی هایی که هرگز در حقت روا نداشتم ....نه

مرا حلال کن ...

به خاطر خوبی هایی که کردم و هرگز لیاقتش را نداشتی

 

 

آرامتر تكانش دهید...مرگ مغزی شده...باید زودتر دفن شود...چیزی برای اهدا هم ندارد...احساسم است...تا همین دیروز زنده بود...خودم دیدم...كسی لهش كرد و رفت..!!!

 

 

فاصله  گرچه دست های ما را از هم جدا کرد

 ولی خوشحالم

 که جـرات ندارد به دل هایمان نزدیک شود!

 

 

غریبه

 نمیدانم

 گنجشک ها که آنقدر شبیه همند

 چطور همدیگر را میشناسند

 و نمیدانم

 چقدر شبیه من هست

که تو دیگر مرا نمیشناسی!

 




نظرات () نویسنده: میلاد چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 - 01:03 ق.ظ

 

در کلاس ادبیات معلم گفت : فعل رفتن را صرف کن !
رفتم ، رفتی ، رفت

ساکت میشوم ، میخندم ولی خنده ام تلخ میشود
استاد داد میزند خوب بعد ادامه بده
من میگویم : رفت ، رفت ، رفت رفت و دلم را شکست

 

 

 

تنهایی خیلی سخته وقتی چشمام به راهه
وقتی که شب سیاهه ، وقتی بدون ماهه
تنهایی خیلی تلخه وقتی که بی تو هستم
تنها می مونه دستم با این دل شکستم

 

 

 

برای هزارمین بار پرسید : تا حالا شده من دل تو را بشكنم ؟
من هم برای هزارمین بار به دروغ گفتم : نه ! هیچوقت تا مبادا دلش بشكند

 

 

اگر كلید قلبی را نداری قفلش نكن
اگر خداحافظی در راه است سلام نكن
اگر دستی را گرفتی رهایش نكن
دفتری كه بسته شد دیگه بازش نكن
قلبی كه شكسته شد دیگه نازش نكن

 

 

تو رو باید می شناختم که هزار تا چهره داشتی
روی احساس و دل من داشتی قیمت می گذاشتی
تو نتونستی بفهمی که وفا خریدنی نیست
چینی شکسته ی دل ، دیگه پیوند شدنی نیست

 

 

در خواب ناز بودم شبی    

                دیدم کسی در میزند

                          در را گشودم روی او

                                     دیدم غم است در میزند

   ای دوستان بی وفا

             از غم بیاموزید وفا.....

                       غم با همه بیگانگی

                                   هر شب به من سر میزند




نظرات () نویسنده: میلاد چهارشنبه 23 فروردین 1391 - 10:19 ب.ظ

هر که آید گوید:
گریه کن، تسکین است
گریه آرام دل غمگین است 

چند سالی است که من می گریم
در پی تسکینم 

ولی ای کاش کسی می دانست
چند دریا
بین ما فاصله است
من و آرام دل غمگینم

 

دنیا را بد ساخته اند … کسی را که دوست داری ، تو را دوست نمی دارد … کسی که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمی داری … اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد … به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند … و این رنج است …

 

 

نام زیبای تو را در کتیبه ای از جنس عاطفه حک خواهم کرد

و عکس قشنگت را در قابی از جنس عشق میگذارم

تا همه بدانند تو سلطان جان من و فاتح دلم هستی . . .

 

از بچگی بهم یاد دادند که هر ساعت ۶۰ دقیقه است و هر دقیقه ۶۰ ثانیه…

ولی کسی نگفت که هر ثانیه بدون تو ۱۰۰ ساله

 

 

هوس بازان کسی را که زیبا میبینند دوست دارند اما عاشقان کسی را که دوست دارند زیبا می ببنند

 

 

خداوندا
از بچگی به من آموختندهمه را دوست بدار
حال که بزرگ شده ام
و
کسی را دوست می دارم
می گویند:
فراموشش کن

 

خداوندا به هر کس که دوست میداری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر کس که دوست میداری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است

 

 




نظرات () نویسنده: میلاد یکشنبه 21 اسفند 1390 - 03:32 ب.ظ

 آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت ،
در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت
خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد،
تنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت

 

 

مردی که خیلی عاشق بود پشت شیشه آسمانخراش نشسته و سیگار می کشید . مرد آنقدر عاشق بود که وقتی آخرین پک را به سیگار زد یادش رفت که باید ته سیگارش را پایین بیاندازد ، نه خودش را

 

 

گفتی که مرا دوست نداری گله‌ای نیست

بین من و عشق تو ولی فاصله‌ای نیست

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن

گفتی که نه، باید بروم حوصله‌ای نیست

پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف

تو رفتی و دیگر اثر از چلچله‌ای نیست

گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت

جز عشق تو در خاطر من مشغله‌ای نیست

رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مساله‌ای نیست

 

 

تک کل واشده ای گفت صبا را عشق است / بلبل آمد به میان گفت صدا را عشق است

گل و بلبل بنشسته به کنار / سنبل آمد بی میان گفت  وفا را عشق است . . .

 

 

 

بس شنیدم داستان بی کسی

بس شنیدم قصه دل واپسی

قصه عشق از زبان هر کسی

گفتن از نی حکایت ها بسی

حال بشنو از من این افسانه را

داستان این دل دیوانه را




نظرات () نویسنده: میلاد سه شنبه 4 بهمن 1390 - 11:14 ب.ظ

باید تو رو پیدا کنم شاید هنوز دیر نیست

 

تو ساده دل کندی  ولی تقدیر بی تقصیر نیست


با اینکه بی تاب منی بازم منو خط میزنی


باید تورو پیدا کنم تو با خودت هم دشمنی


کی با یه جمله مثل من میتونه آرومت کنه


اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه


دل گیرم از این شهر سرد این کوچه های بی عبور


وقتی به من فکر میکنی حس میکنم از راه دور


آخر یه شب این گریه ها سوی چشامو میبره


عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی میپره


باید تو رو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی


راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی


پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی


محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی


باید تورو پیدا کنم شاید هنوز هم دیر نیست


تو ساده دل کندی  ولی تقدیر بی تقصیر نیست


شاید هنوز هم دیر نیست...

 





نظرات () نویسنده: میلاد پنجشنبه 22 دی 1390 - 10:22 ب.ظ

یه دختر كوری تو این دنیای نامرد زندگی میكرد .این دختره یه دوست پسری داشت كه عاشقه اون بود.دختره همیشه می گفت اگه من چشمامو داشتم و بینا بودم همیشه با اون می موندم یه روز یكی پیدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتی كه دختره بینا شد دید كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من دیگه تو رو نمی خوام برو. پسره با ناراحتی رفت و یه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشمای من باش

 

 

خیلی سخته که بغض داشته باشی ، اما نخوای کسی بفهمه ... خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی ... خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری ... خیلی سخته که روز تولدت ، همه بهت تبریک بگن ، جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای ... خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی ، بعد بفهمی دوست نداره ... خیلی سخته که همه چیزت رو به خاطر یه نفر از دست بدی ، اما اون بگه : دیگه نمی خوامت

 

 

چقدرعجیبه که تا مریض نشی کسی برات گل نمی یاره تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه تا فریاد نکشی کسی به طرفت برنمی گرده تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمی یاد و تا وقتی نمیری کسی تورو نمی بخشه

 

 

دوست دارم زیر بارون گریه کنم می دونی چرا؟ چون کسی اشکهامو نمی بینه حتی تو عزیزم

 

 

جیرجیرك به خرس گفت: دوست دارم، خرس میگه: الان وقت خواب زمستانیمونه، بعد صحبت می‌كنیم. خرس رفت خوابید ولی نمی‌دونست كه عمر جیرجیرك فقط سه روزه

 

 

اگه روزی شاد بودی، بلند نخند كه غم بیدار نشه و اگه یه روز غمگین بودی، آرام گریه كن تا شادی ناامید نشه اگر میدانستی که چقدر دوستت دارم هیچ گاه برای امدنت باران را بهانه نمی کردی رنگین کمان من
 

 

بچه بودم فقط بلد بودم تا 10 بشمرم نهایت هر چیزی همین 10 تا بود از بابا بستنی که می خوا ستم10 می خواستم مامانو 10 تا دوست داشتم خلا صه ته دنیا همین 10 تا بود و این 10 تا خیلی قشنگ بود حالا نمی دونم که دنیا چقدره نهایت دوست داشتن چندتاست ده تا بستنی هم کفافمو نمی ده خیلی هم طمعه کار شده ام اما می خوام بگم دوستت دارم می دونی چقدر؟ به اندازه همون ده تای بچگی

 

(عشق واقعی)

 

 




نظرات () نویسنده: میلاد چهارشنبه 14 دی 1390 - 11:38 ب.ظ


ازکسانیکه از من مــــــــتنفرند سپاسگزارم. ، آنها مرا قویتر میکنند از کسانیکه مرا دوســــــــــــــت دارند ممنونم،آنان قلب مرا بزرگتر میکنند. ازکسانیکه مرا ترک میکنند متشــــــــــکرم،آنان به من می آموزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست . از کسانیکه با من مـــــیمانند سپاسگزارم، آنان به من معنای دوست واقعی را نشان میدهند.




نظرات () نویسنده: میلاد سه شنبه 1 آذر 1390 - 03:25 ب.ظ

الا اى دختر شیك/ بلند بالا و باریك/ تو مرغی من خروسم/ تو آردك من سبوسم /تو دینار من فلوسم/ بشو امشب عروسم/ كه لبهاتو ببوسم/ تو بیلی من كلنگم/ تو آهو من پلنگم/ تو مستی من ملنگم/ بیا امشب به جنگم/ كه من تیمور لنگم/

 

 

ای اشک ، آهسته بریز که غم زیاد است / ای شمع آهسته بسوز که شب دراز است

امروز کسی محرم اسرار کسی نیست / ما تجربه کردیم ، کسی یار کسی نیست . . .

 

 

دوباره بیچاره دل من تنها مونده

چشمام از توی چشمات چیزهای بدی خونده

فهمیدی تمام زندگیم توی دستاته

حواسم بری و بمونی باز باهاته

بی تو میمیرم

وقتی تو کنارمی اروم میگیرم...

 

 

یکی بود یکی نبود..

هرکی بود غریبه بود...

از دلم خبر نداشت..

که تورو از دلم ربود..

هرکی بود هرچی که داشت..

قد من عاشق نبود..

واسه چشمای سیات..

بخدا لایق نبود..

گول نگاشو خوردم و..

دلم رو بستم به چشاش..

دیوونه بودم مثله شمع..

یه عمری آب شدم به پاش..

بعد یه عمر آزگار..

عشق منو گذاشت کنار..

رفت پی یه عشق دیگه..

اونم سپرد به روزگار..ا

ز اولش هیچکی نبود..

هیچکی به دادم نرسید..

قصه من به سر رسید..

دلم به عشقش نرسید

 

 

باز هم ثانیه ها اسم تو را جار زدند و دقایق امشب به تو تکرار زدند

سکوتی که در این عقربه ها میچرخید ، نکند در دل تو اسم مرا دار زدند . . .

 

 

یک نفر امد قرارم را گرفت / برگ و بار و شاخسارم را گرفت

چهار فصل من بهاران بود ، حیف / باد پائیزی بهارم را گرفت

اعتباری داشتم در پیش عشق / با نگاهی ، اعتبارم را گرفت

عشق یا چیزی شبیه عشق بود / آمد و دار و ندارم را گرفت . . .

 

 

گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم. منت عشق از نگاه پر شرابت می کشم.
ناز چندین ساله ی چشم خمارت می کشم. تا نفس باقیست اینجا انتظارت می کشم

 

 




نظرات () نویسنده: میلاد چهارشنبه 25 آبان 1390 - 10:03 ق.ظ
دختری به کوروش کبیر گفت :من عاشقت هستم. کوروش گفت: لیاقت شما برادرم است که از من زیباتر است و پشت سر شما ایستاده. دخترک برگشت و دید کسی نیست. کوروش گفت: اگر عاشق بودی پشت سرت را نگاه نمیکردی.....


نظرات () نویسنده: میلاد سه شنبه 26 مهر 1390 - 01:58 ب.ظ

به کوه گفتم عشق چیست؟        لرزید.

 به ابر گفتم عشق چیست؟        بارید.

به باد گفتم عشق چیست؟         وزید.

به پروانه گفتم عشق چیست؟     نالید.

به گل گفتم عشق چیست؟       پرپر شد.

و به انسان گفتم عشق چیست؟

 اشک از دیدگانش جاری شد و گفت؟     دیوانگیست!!!




یک شبی مجنون نمازش راشکست بی وضو درکوچه ی لیلا نشست
گفت یارب ازخارم کرده ای برصلیب عشق دارم کرده ای
مرداین بازیچه دیگرنیستم این تو ولیلای تومن نیستم
گفت ای بیچاره لیلایت منم دررگت پیداوپنهانت منم



qodtpfqkhmlpx39bcbor.jpg

وقتی از غربت ایام دلـــــم میگیرد

مرغ امید من از شدت غم میمیرد

دل به رویای خوش خاطره ها میبندم

بازهم خاطر تو دســت مرا میگیرد



منم آن شعله آتش که از هر شمع برخیزم

تمام هستی خود را فقط به پای تو ریزم

درون قلب من فرمانروایی کن




كاش امشب عاشقی هم پا می گرفت


تشنگی هم طعم دریا می گرفت

كاش امشب كوچه های منتظر

یك سلام گرم از ما می گرفت

این سكوت تلخ . دنیای من است

كاش دستت . دست دنیا میگرفت

آسمان ابری ترین اندوه را

از دل سنگین شبها می گرفت

پنجره دلتنگ چشمی آشناست

كاش می شد عاشقی پا می گرفت







وقتی کسی رو دوست داری. حاضری جون فداش کنی حاضری دنیا رو بدی فقط یک بار نگاهش کنی.


به خاطرش داد بزنی.به خاطرش دروغ بگی.............رو همه چیز خط بکشی حتی رو برگ زندگی.

وقتی کسی تو قلبته حاضری دنیا بد باشه........فقط اونی که عشقته عاشقی رو بلد باشه.

قید تموم دنیا رو به خاطر اون میزنی..........خیلی چیزا رو می شکنی تا دل اون رو نشکنی.

حاضری که بگزری از دوستای امروز و قدیم.........اما صداشو بشنوی شب از میون دو تا سیم.

حاضری قلب تو باشه پیش اون گرو..........فقط خدا نکرده اون یک وقت بهت نگه برو.

حاضری هر چی دوست نداشت به خاطرش رها کنی..........حسابتو حسابی از مردم شهر جدا کنی.

حاضری هر جا که بری به خاطرش گریه کنی..........بگی که مهتاجشی و به شونه هاش تکیه کنی.

وقتی کسی تو قلبته یک چیز قیمتی داری...........دیگه به چشمت نمیاد اگر که ثروتی داری .

حاضری هر چی بشنوی حتی اگر سرزنشه.........به خاطر اون کسی که خیلی برات با ارزشه.

حاضری هر کی جز اونو ساده فراموش کنی..........پشت سرت هر چی میگن چیزی نگی گوش کنی.

حاضری که بگذری از مقررات و دین و درس............وقتی کسی رو دوست داری معنی نمیده دیگه ترس
 





عجب آن نیست که دلم صید تو شد
عجب آن است که من عاشق صیاد شدم

عقل پرسید:دشوارتر از مردن چیست؟
عشق فرمود:فراق از همه دشوارتر است

گر رود سر،برنگردد سرنوشت
این سخن با آب زر باید نوشت
سرنوشتم،حق به دست خود نوشت
خوشنویس است و نخواهد،بدنوشت



نظرات () نویسنده: میلاد چهارشنبه 13 مهر 1390 - 01:56 ق.ظ

وحشت از عشق که نه ،

 ترسم از فاصله هاست

وحشت از غصه که نه ،

ترسم از خاتمه هاست

ترس بیهوده ندارم ، صحبت از خاطره هاست

صحبت از کشتن ناخواسته عاطفه هاست

کوله باری پر از هیچ ، که بر شانه ماست

گله از دست کسی نیست ،

مقصر دل دیوانه ماست



روز اول گل سرخی برام اوردی گفتی برای همیشه دوستت دارم روز دوم گل زردی برایم اوردی گفتی دوستت ندارم روز سوم گل سفیدی برایم اوردی و سر قبرم گذاشتی و گفتی منو ببخش فقط یه شوخی بود


با سیم نازمژه هات یه عمره گیتارمی زنم نگاهتو کوک نکنی من خودمودارمی زنم چشمات اگه رو پنجرم طرحه ستاره نزنند دست خودم نیست دلمو به درودیوارمی زنم تواگه نباشی من مثل اون پسرکی که گمشده گوشه کوچه می شینم ازغم تو زارمی زنم



 هر وقت که دل کسی رو شکستی روی دیوار میخی بکوب تا به یادت باشه که دلشو شکستی هر وقت که دلشو بدست اوردی میخ را از روی دیوار در بیار اخه دلشو بدست اوردی اما چه فایده جای میخ که رو دیوار مونده



دختره از پسره پرسید من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داری؟گفت نوچ؟گفت اگه بمیرم برام گریه میکنی؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هیچی نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نیستی زیبا ترین هستی.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بمیری برات گریه نمیکنم چون من هم می میرم


می رسد روزی كه بی من روزها رو سر كنی می رسد روزی كه مرگ رو باور كنی می رسد كه تنها در كنار قبر من شعر های كهنه ام رامو به مو از بر كنی



معرفت را باید از سیگار یاد بگیرید , با اینکه که میدونه بعد از اینکه تموم شد زیر پا لهش می کنی ولی بازم تا آخرش به پات می سوزه




امروزبا من نبودی حالم خراب خراب است

بودن سر هر كلاسی بی تو شبیه عذاب است

 

می ترسم از خاطراتی ازجنس بی تو شدنها

می ترسم ازبی تو ماندن این آخر اضطراب است








نظرات () نویسنده: میلاد سه شنبه 5 مهر 1390 - 01:38 ق.ظ
 



با تو ای باران رحمت خنده آسان می شود

از خیالت غرق گل خاک بیابان می شود

قطره ای از مهر تو دروازه های آسمان 

می شکافد، چشمه ی خورشید تابان می شود


****

من عاشق نگاه های صمیمانه ی تو ام

بیمار مهر دست های طبیبانه ی تو ام

چشمان شهر برای تو نم پس نمی دهد

من شرمسار لحظه های غریبانه ی تو ام

****

نزدیک مدرسه گفتم نیا دگر

دستم کشیدم و رفتم به سوی در

نم روی صورت مادر کمی نشست

چیزی درون سینه ی او بی صدا شکست

****

دعا کنید به باران پیام ما برسد

و آن شکوه ترنم به بام ما برسد

ضمیر غایب این واژه ها خدا نکند

عطش! عطش! نرسد، جان به کام ما برسد





نظرات () نویسنده: میلاد چهارشنبه 16 شهریور 1390 - 02:31 ق.ظ
صفحات سایت: [ 1 ] [ 2 ]

آخرین مطالب

» ترنم عشق 13 (آمدم امشب به میخانه) ( پنجشنبه 15 تیر 1391 )
» ترنم عشق 12 ( همه گفتن عشقت ... ) ( شنبه 20 خرداد 1391 )
» ترنم عشق 11 ( پیوند قلب ) ( جمعه 5 خرداد 1391 )
» ترنم عشق 10 ( دخترک سی دی فروش ) ( چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 )
» ترنم عشق 9 ( کلاس درس ) ( چهارشنبه 23 فروردین 1391 )
» ترنم عشق 8 (دنیا را بد ساخته اند) ( یکشنبه 21 اسفند 1390 )
» ترنم عشق 7 (مردی که خیلی عاشق بود) ( سه شنبه 4 بهمن 1390 )
» شاید هنوز دیر نیست... ( پنجشنبه 22 دی 1390 )
» ترنم عشق 6(دختر کور) ( چهارشنبه 14 دی 1390 )
» کوروش کبیر2 ( سه شنبه 1 آذر 1390 )
» ترنم عشق 5 ( چهارشنبه 25 آبان 1390 )
» کوروش کبیر 1 ( سه شنبه 26 مهر 1390 )
» ترنم عاشقانه4 ( چهارشنبه 13 مهر 1390 )
» ترنم عاشقانه3 ( سه شنبه 5 مهر 1390 )
» ترنم عاشقانه2 ( چهارشنبه 16 شهریور 1390 )
 

نظرسنجی

ایا این وبلاگ مورد رضایت شما بوده است؟



ADS

آمار بازید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

درباره ما